تبلیغات
همیشه تبرك باحمید

ماعاشقان سخت كوش همیشه پای عشقمان میمانیم

شهرهای بلوچستان

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-10:01 ق.ظ

بلوچستان از ۱۱ شهرستان، ۲۹ شهر، ۳۳ بخش و ۸۴ دهستان تشکیل شده است. شهرستانها عبارتند از: ایرانشهر – چابهار – خاش – دلگان – زابلی – زاهدان – سراوان – سرباز – سیب سوران – کنارک – نیکشهر .

۱-   زاهدان:

بزرگترین شهر بلوچستان ایران است. بطور کلی طبق برآورد دکتر کرامت الله زیاری زاهدان دهمین کلانشهر بزرگ ایران است که به سرعت رشد می کند و جمعیتی بالغ بر یک میلیون ایرانی اکثرا بلوچ و شمار کثیری از مهاجران افغانی را در بر دارد. این شهر حدود ۳۹۵۲۱ کیلومتر مربع وسعت دارد. از شمال به کویر لوت و زابل از مشرق به مرزهای افغانستان و پاکستان از جنوب به شهرستان خاش و سراوان و ایرانشهر و از مغرب به شهرستان بم محدود می گردد. اختلاف ساعت آن با تهران ۳۶ دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۳۹۷ متر است. فاصله آن تا تهران ۱۶۱۷ چابهار ۷۵۶ ایرانشهر ۳۶۶ خاش ۱۹۵ میرجاوه ۸۴ زابل ۲۱۶ و نصرت آباد ۱۰۴ کیلومتر است. در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در محلی که اکنون زاهدان است چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارایی و سرمایه آنها در آنجا استراحت می کردند. این منطق که مملو از درختان گز بود دزد آب نام داشت. در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی یکی از ساکنان آن حدود به نام مراد به اتفاق فرزندانش در آنجا کاریزی احداث کرد که موجب رونق اندکی در آن گردید. پس از کشیده شدن راه آهن کویته به زاهدان همزمان با جنگ جهانی اول توسط انگلیس تجارت بین ایران و هند از همین نقطه شروع گردید. و شهر را رونقی صد چندان داد. و در زمان رضا شاه به پیشنهاد تیمسار امان الله جهانبانی به اسم زاهدان تغییر نام داد. این شهر دارای سه بخش  به نامهای مرکزی میرجاوه و نصرت آباد و ۶ دهستان به نامهای انده با وسعت ۱۱۹۰ لادیز ۲۴۲۷ شورو ۲۷۳۰ حرمک ۴۴۳۸ کورین ۸۱۹۳ حومه ۹۳۷ کیلومتر مربع است . سه نقطه شهری آن زاهدان میرجاوه و نصرت آباد هستند. از نقاط توریستی و دیدنی آن منطقه لادیز متعلق به دوره پارینه سنگی قلعه لادیز غار و آبشار لادیز پارک ملت زاهدان مجتمع تفریحی براسان باغ خانواده موزه مردم شناسی کتابخانه پروفسور کامبوزیا ساختمانهای قدیمی پست و دادگستری با معماری سبک هندی مسجد مکی بزرگترین مسجد اهل سنت در ایران  مسجد جامع و مساجد ریبای دیگرچهارراه رسولی و دیگر نقاط دیدنی هستند.

۲-   چابهار:

جنوبی ترین شهرستان بلوچستان است که در فاصله ۷۵۶ کیلو متری زاهدان قرار دارد. این شهر در زمانهای قدیم “  تیس” نام داشته که در حال حاضر خرابه های آن در ۵ کیلو متری چابهار امروزی به جای مانده است . بندر تیس در آن ایام اهمیت و اعتبار فراوان داشت و یکی از مراکز مهم تجاری کرانه های دریای عمان بود، ولی در قرن گذشته در اثر کم توجهی از رونق آن کاسته شد.  در سالهای پس از انقلاب به علل مختلف ، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت .اینک بندرچابهار اهمیت سوق الجیشی ممتازی دارد و در حال حاضر یکی از مناطق آزاد تجاری ایران محسوب می شود .  چابهار یکی از دیدنی ترین مناطق بلوچستان است.  سواحل زیبای دریای عمان و دریای بزرگ اسکله شهید بهشتی پزم گواتر گل فشان در کهیر  جنگل های حرا که گویی درختان سر بر آورده از آب هستند مقبره سید غلامرسول درخت کهن سال مکرزن غار تیس مقبره های باستانی چابهار که به چند هزار سال قبل تعلق دارند و کتیبه های کهن این شهر قلعه قدیمی تیس قلعه پرتغالی ها و نقاط دیدنی و سیاحتی بسیار فراوان دیگر.

-    جنگل ها و بیشه های دریایی: همانند سایر نقاط مشابه طبیعت چابهار در کنار دریا و بین دریا تا ساحل بسیار دیدنی است جنگل های دریایی در محل ریختن رودخانه ها به دریا یا مناطق دلتا بوجود می آیند. این جنگل ها در هنگام مد و بالا آمدن آب دریا همچون درختان بیرون زده از اب هستند و در هنگام  جزر تنه  آنها نیز از آب بیرون می آید و منظره دلپذیری بوجود می آورد. جنگل های حرا در چابهار بیش از ۲۰۰ هکتار وسعت دارند. این جنگل ها در حدود ۱۵۰ کیلومتری شهر چابهار در گواتر هستند.

-    گل فشان : در ۹۰ کیلومتری شهر کنارک  و منطقه کهیر قبل از روستای تنگ تپه های بسیار جالبی وجود دارد. یکی از این تپه ها همانند آتشفشانی از گل عمل می کند. تپه های دیگر نیز در گذشته چنین بوده اند. دهانه این گل فشان در حدود چند سانتی متر بوده و در هر ۱۰ الی ۱۵ دقیقه ۳ الی ۵ لیتر گل را توام با لرزش زمین به دهانه پرتاب کرده و این گل بر روی شیب موجود می لغزد که منظره ای زیبا و دیدنی است.

-    مقبره سید علامرسول: سید غلامرسول از بزرگان عهد تیموری است که مقبره وی در شهرستان چابهار قرار دارد.

۳-   خاش:

شهرستان خاش با مساحت ۲۱۱۵۳ کیلومتر مربع ۱۲ درصد خاک بلوچستان را تشکیل داده و تا زاهدان ۱۷۶ کیلومتر فاصله دارد. دارای  سه بخش مرکزی نوک آباد و ایرندگان می باشد از نقاط شهری آن خاش نوک آباد و ایرندگان هستند. مهمترین دهستانهای آن عبارتند از سنگان نازیل کارواندر افضل آباد کوشه تمندان گوهر شهر ده قلعه و اسکل آباد . جمعیت ان بالغ بر ۱۳۰۰۰۰ نفر است که بیش از ۴۰۰۰۰ نفر آنها در شهر خاش ساکن هستند.خاش خوش آب و هواترین نقطه بلوچستان بوده و زمین های کشاورزی بسیار حاصلخیزی دارد. گرچه تاریخ اسکان مردم در خاش به قبل از اسلام می رسد ولی نقطه شهری خاش در زمان نادر شاه افشار اهمیت بیشتری یافت. وی با انتصاب یکی از بلوچ های با نفوذ منطقه به نام  میر بایی خان که همسرش از  نوادگان فتحعلی شاه قاجاربود  به حکومت خاش راه زنان را سرکوب کرد . میر بایی خان قلعه ای در خاش بنا نمود که مرکز حکومت وی در سرحد گشت و این باعث ترقی شهر خاش گردید. نقاط دیدنی شهر خاش عبارتند از: کوه تفتان یا کوه چهل تن  بزرگترین آتفشان نیمه فعال ایران با ارتفاع ۴۰۴۲ مترکه در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال شرق خاش واقع شده است و گاز و بخار از دهانه آن متصاعد می شود که در اطراف دهانه مقادیر زیادی گوگرد وجود دارد و سالانه بیش از ۲۰۰۰۰ ورزشکار از آن صعود می کنند. دریاچه زیبا و دیدنی سر دریا در بالای قله تفتان قلعه حیدر آباد و کمال آباد و قلعه ناصری مناره مسجد جامع خاش مسجد جامع اهل سنت قبرستان چند هزار ساله هفتاد ملا درخت کهنسال سرو سنگان(میر عمر) درخت کهنسال روستای دهپابید چشمه آبگرم تفتان و دره های سرسبز و زیبای آن چون تمین سنگان تمندان خلبند روپس و.. قلعه میر رضایی در نازیل و نقاط دیدنی بسیار دیگر.

۴-   سراوان:

سراوان در شرق و مرکز بلوچستان قرار دارد فاصله آن تا زاهدان بیش از ۳۲۰ کیلومتر است  و یکی از معروفترین شهر های گذشته منطقه می باشد. این شهرستان دارای سه نقطه شهری ۵ بخش و ۱۳ دهستان است. شهرهای آن سراوان جالق و سوران هستند. جمعیت شهر ستان ۱۷۲۱۴۹ نفر است که ۴۱۱۷۷ نفر در خود شهر ساکن هستند. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۱۸۰ متر متوسط دمای سالانه ۲۰ درجه متوسط میزان بارندگی ۱۰۰ میلی متر است. آب و هوای آن بسیار گرم بوده و خاک آن دارای مقدار زیادی رس است که موجب شده تا در گذشته و حال صنعت سفالگری و کاشی تزئینی در روستاهای آن رونق زیادی داشته باشد. از جمله روستاهای پیشرو در سفالگری کلپورگان است که سفال آن به نقلط بسیاری صادر می گردیده است. نقاط باستانی بسیاری در این شهر یافت شده اند از آن جمله خزانه مهتاب کلاتک اپسیچ   روباهک  تپه های باستانی  میر مراد و سید عمر قلعه سب قلعه کنت  روستاهای تاریخی گشت و مدرسه قدیمی آن روستای کوه ون کوهک نقش های بر روی سنگ در دره نگاران و مهرگان کشتگان باغات نخیل و چشمه های زبیای آهوران. یکی از قدیمی ترین نقاط سروان جالق است. جالق محل سکنی اولیه یعقوب لیث و مامن اصلی عیاران همراه وی بوده که قلعه های مربوط به یعقوب لیث و صفاریان در این شهر موجودند.

۵-   ایرانشهر:

ایرانشهر قدیمی ترین شهر بلوچستان و بزرگترین شهر منطقه مکران و پایتخت (قدیم) آن بوده است. نام قدیم این شهر پهره بوده که به معنای شهر بزرگ و وسیع می باشد. ارتفاع آن از سطح دریا ۵۵۶ متر است.متوسط سالانه دما ۲۳ درجه که در تابستان ها به بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد می رسد. میزان بارندگی در این شهر۱۱۸ میلی متر در سال بوده و از نقاط لرزه خیز استان به شمار می آید. این شهرستان دارای دو نقطه  شهری بنامهای ایرانشهر و بمپور ۶ بخش و ۲۱ دهستان است. جمعیت شهر ایرانشهر ۷۶۹۵۹ نفر است و شهرستان ایرانشهر بیش از ۲۹۶۰۰۰نفر جمعیت دارد.

بمپور: این ناحیه در ۲۲ کیلو متری غرب ایرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهمیت بمپورکه ازکوه های شمال شرقی ایرانشهر(ایرندگان ودامن) سر چشمه می گیرد،از جنوب بمپوربه طرف غرب جریان می یابد ودر انتها به هامون جازموریان میریزد.

بمــــــــپور ناحیه ی جلگه ای است که ۵۱۰ متر ازسطح در یا ارتفاع دارد و ارتفاعاتی در حدود ۱۷۰۰ متر زمــــینهای جنوبی آن را پوشانده است. آب و هوای آن به طور کلی گرم و نسبتا مرطوب است که از مراکز عمده‌ صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب می شود.

بمپور از چندین آبادی به هم پیوسته تشکیل شده است .از قدمت این شهر اطلاع دقیقی در دست نیست  و شهرت این محل به خاطر وجود قلعـه بمپور است که به عهدساسانیان تعلق دارد. جمعیت آن در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰۰ نفر است.

نقاط دیدنی ایرانشهر عبارتند از : قلعه ناصری مربوط به زمان قاجاریه قلعه دوست محمد خان کوه بزمان آبگرم بزمان گل مورتی گز شاهان هامون جازموریان تپه های بمپور متعلق به عهد ساسانی قلعه دامن قلعه چهل دختر قلعه اسپیدز محل کشته شدن اشرف افغان در بین راه دلگان و بزمان و باغات و کشتزارهای وسیع این شهر.

۶-   نیکشهر:

این شهر دارای چهار نقطه شهری به نام های  نیکشهر قصرقند ، فنوج و بنت است  فاصله شهر نیکشر با زاهدان۶۸۰ کیلومتر می باشد . ارتفاع آن ۵۱۰ متر از سطح دریا و جمعیتش  ۱۴۸۹۰۱ که  بیش از ۱۰۰۰۰ نفر آن در خود نیکشهر ساکن هستند یکی از نقاط دیدنی بلوچستان بشمار می آید.  این شهرستان از نظر آب و هوایی گرم وخشک بوده  و دارای درجه حرارت متوسط ۲۵ درجه بالای صفر در روز است  میزان متوسط  بارندگی سالانه در این شهرستان حدود ۱۱۸ میلیمتر  می باشد  از نقاط دیدنی شهرستان نیکشر می توان از راسک  پیشین قصرقند هیچان و بنت نام برد . قلعه قدیمی نیکشهر قلعه چهل دختران قلعه قدیمی قصرقند درخت انجیر معابد و مکرزن و نپه های ماقبل تاریخ نیک شهر از نقاط به یاد ماندنی آن به شمار می روند.

۷-   سرباز:

سرباز از زیباترین نقاط دیدنی ایران زمین به شمار می رود که در امتداد رود بزرگ سرباز قرار داشته و محصولات ان از خرما گرفته تا برنج دارای تنوع بسیاری است.  رودخانه سرباز زیست گاه یکی از عجیب ترین حیوانات حیات وحش یعنی تمساح پوزه کوتاه است. به گفته کارشناسان این تمساح بازمانده تمساح های مربوط به دوره مزوزوئیک یعنی حدود ۲۲۵ الی ۲۶۵ میلیون سال قبل است.  این حیوان در طی ۶۵ میلیون سال گذشته هیچ تغییری در ظاهر نداشته است . تمساح پوزه کوتاه دارای پوزه ای پهن با ۱۹ دندان در بالا و ۱۵ دندان در پایین است. پاها ی تمساح کوتاه و دارای ۵ انگشت با ناخن های بلند است.  رنگ آن زیتونی مایل به قهوه ای است. بزرگترین آنها به ۵ متر طول هم رسیده است اما به طور نرمال طولی حدود ۲ متر دارند. منطقه زیست آنها باهو کلات اکنون به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گریده است. این تمساحها که در زبان محلی به آنها گاندو گفته می شود بسیار کمرو و ترسو بوده در عین حال بسیار زیرک هستند . معمولا شبها به شکار می روند. غذای اصلی آنها پرندگان و پستانداران حول رودخانه می باشند ولی سابقه حمله به انسانها نیز وجود دارد.

۸-   دلگان:

موقعیت جغرافیایی: شهرستان دلگان با وسعت حدود ۱۱۷۵۵ کیلومتر مربع معادل ۳/۶ درصد مساحت استان را به خود اختصاص داده است.

این شهرستان از شمال به ایرانشهر و کرمان و از غرب به کرمان از شرق به ایرانشهر و از جنوب به نیکشهر

تقسیمات کشوری: این شهرستان دارای ۱ مرکز شهری ، ۲ بخش ، ۵ دهستان و  ۲۱۴ آبادی کُد دار است.

آب و هوا: شهرستان دلگان دارای اقلیم فراخشک گرم می باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان حدود ۶/۶۷ میلی است.

جمعیت: برآورد جمعیت۸۸: ۶۱۸۱۸

آموزش و پرورش: در سال تحصیلی ۸۸-۱۳۸۷ تعداد کل دانش ‌آموزان مقاطع مختلف‌ تحصیلی شهرستان ۱۴۳۷۹ نفر بوده ‌است.

از کل دانش آموزان این شهرستان ۳/۶۳ درصد در مقطع ابتدائی ، ۲۵  درصد  در مقطع راهنمائی  ۴/۱۲درصد در مقطع متوسطه ۳/۰ درصد

در مقطع متوسطه در رشته های  فنی و حرفه ای و کار و دانش مشغول به تحصیل می باشند و مابقی مربوط به آمادگی، استثنایی و عشایری می باشد.

۸/۵۰درصد از کل دانش‌آموزان شهرستان را دانش‌آموزان دختر تشکیل می‌دهند.

فرهنگ و هنر: تعداد کتابخانه های عمومی این شهرستان ۱ باب می باشد.

همچنین تعداد مراکز فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز  ۱ مرکز می باشد.

صنعت و معدن: تعداد صنایع موجود شهرستان دلگان ۱ واحد می باشد. این شهرستان فاقد معدن فعال می باشد.

عمران شهری: در سال ۱۳۸۸ جمعیت شهرستان ۶۱۸۱۸ نفر برآورد شده، ‌میزان شهرنشینی در این شهرستان ۶ درصد محاسبه شده است. تعداد مشترکین آب ۱۱۱۱ و مصرف سرانه آب نیز ۱۸۲ مترمکعب بوده است.

عمران روستائی: جمعیت روستائی شهرستان دلگان ۵۸۱۰۹ نفر می باشد که ۹۴ درصد از جمعیت شهرستان را به خود اختصاص داده است. از کل روستاهای بالای ۲۰ خانوار این شهرستان ۹۴ درصد برخوردار از برق و ۸/۸۹ درصد برخوردار از آب آشامیدنی سالم می باشند. برای روستاهای این شهرستان هیچ طرح هادی انجام نشده است.

راه و ترابری: در شهرستان دلگان۱۵۵کیلومتر راه وجود دارد که راه فرعی آسفالته می باشد.

مخابرات: تعداد تلفن های منصوبه شهرستان دلگان تا پایان سال ۸۸ برابر ۲۰۰۰ است و همچنین تعداد تلفن های مشغول به کار در این شهرستان ۷۴۴ و تلفن های همراه ۱۸۰۸  بوده است.

(آماری که برای این شهرستان جدیدالتاسیس قید نگردیده است در شهرستان ایرانشهر آمده است.)

۹-   زابلی:

شهرستان زابلی با ۴۲/۶۱ درجه طول جغرافیایی و ۱۸/۲۷ درجه عرض و ۶۲۰۰ کیلومتر مربع مساحت یکی از مناطق قدیمی است که در یک چند راهی بین شهرستانهای ، ایرانشهر، سرباز، سیب سوران و خاش قرار دارد. دارای راه ارتباطی آسفالته به شهرستانهای فوق الذکر می باشد واز طریق جاده آسفالته ای که به منتهی الیه غرب این شهرستان کشیده شده به بخش ایرندگان شهرستان خاش ارتباط دارد . در تقسیمات جدید ۳۳ روستا و مکان مسکونی از بخش مرکزی ایرانشهر ۷ روستا از دهستان نسکند سرباز و بخش آشار از شهرستان سرباز انتزاع و به زابلی الحاق گردیده است.این امر باعث گستردگی شهرستان جدید شده است.
زابلی یکی از مناطق بلند و کوهستانی استان است و با داشتن حدود ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین شهرستان در بین شهرستانهای مجاور می باشد.

بلندترین نقطه این منطقه رشته کوه بیرک ( ( BEARK است که از زابلی شروع شده و پس از گذشتن از منطقه خاش و اتصال به کوههای تفتان و زاهدان و بیرجند به کوههای بینالود در خراسان متصل می شود قله این کوه با ۲۷۵۰ متر ارتفاع بلندترین قله پس از تفتان در استان می باشد وبه این دلیل آب وهوای معتدلی دارد.
طبیعت بکروکوهستانی بیرک یکی از جاذبه های گردشگری شهرستان است که در آن انواع گیاهان دارویی خودرو از قبیل ازگند،کلپوره، گواتک، مور؛ توتری، آویشن و… حاصل میشود

توانمندیهای شهرستان
کشاورزی : فعالیت اکثرمردم منطقه زابلی کشاورزی و دامپروری می باشد.محصولات عمده منطقه زابلی عبارتند از :گندم، جو، ذرت، برنج ، یونجه، حبوبات، انار، خرما و انواع سبزیها
زابلی دارای دشتهای وسیع و حاصلخیزی می باشد با توجه به آب و هوای معتدل و گونه های مختلف گیاهی در آن قابل کشت و بهره برداری است خوشبختانه پس از انقلاب توسط جهاد کشاورزی و وزارت نیرو کارهای خوبی جهت مهار آبهای سطحی به منظور تقویت سفره های زیر زمینی صورت گرفته و اخیرا سد بزرگ ذخیره ای ماشکید علیا با ظرفیت ۶۷ میلیون لیتر مکعب آب با هدف تامین آب شرب شهرهای زابلی، سوران و هیدوچ در شرف اتمام است و همچنین با عنایت به این که بیشترین قنات ومزارع کشاورزی در غرب شهرستان واقع است، احداث سد سنگلک از درخواستهای مکرر کشاورزان منطقه می باشد.
خرما : از محصولات با کیفیت و مهم شهرستان است، با احداث کارخانه صنایع بسته بندی و تبدیلی خرما بسیاری از مشکلات از جمله اشتغال و اقتصاد منطقه حل خواهد شد.
معادن : بنابر بررسیهای بعمل آمده توسط کارشناسان داخلی و خارجی( چینی، ایتالیایی ) در منطقه زابلی معادن بسیار زیادی از قبیل آهن، منیزیم، پنبه نسوز، تالک و… وجود دارد که طی سالهای گذشته و ۱۳۸۲ فاز یک مطالعات معادن کوه بیرک انجام شده است. و با فعال شدن معادن کوه بیرک اشتغال ایجاد شده و باعث رونق اقتصادی شهرستان خواهد شد.

گاز و راه آهن : با توجه به این که زابلی بر سر چهار راه شهرستانهای خاش، سوران، ایرانشهر، سرباز و چابهار قرار دارد با عبور لوله گاز( لوله صلح ) و خط آهن از زابلی و احداث کارخانجات پتروشیمی و فعال کردن معادن کمک بزرگی به اشتغال ودرآمد ملی خواهد شد.
بازارچه مرزی ایرافشان: بااحداث بازارچه مرزی ایرافشان مشکل ورود غیرقانونی محصولات از مرز حل خواهدشد.

گردشگری وتوریسم : زابلی دارای هوایی معتدل و طبیعتی بکر برای جذب گردشگران دارد و ازمکان های گردشگری زابلی می توان دامنه های کوه بیرک، گیشتک، ماهانی، کلک ، جنگل طبیعی پدگان، دره سبز، رگنتک، کاشکایی، غار مولتان و بیرک، نخلستان های پل آباد، مه گس، قلعه زابلی و… را نام برد.
کارخانه شن و ماسه : عبور رودخانه ماشکید از شهرستان منبع بزرگی است برای راه اندازی صنایع شست و شوی شن و ماسه.


۱۰-   سیب سوران:

موقعیت جغرافیایی: شهرستان سیب و سوران با وسعت حدود ۶۷۸۰ کیلومتر مربع معادل      ۶/۳ درصد مساحت استان را به خود اختصاص داده است. شهرستان سیب و سوران از شمال به خاش و سراوان و از شرق به سراوان از غرب به زابلی و از جنوب به سراوان و سرباز

تقسیمات کشوری: این شهرستان دارای ۲ مرکز شهری ، ۲ بخش ، ۴ دهستان و  ۱۶۹ آبادی کُد دار است.

آب و هوا: شهرستان سیب و سوران دارای اقلیم گرم و خشک می باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان حدود ۷/۱۰۵ میلی متر است.

جمعیت: برآورد جمعیت در سال۸۸ به میزان ۶۸۸۳۸  نفر می باشد.

آموزش و پرورش: در سال تحصیلی ۸۸-۱۳۸۷ تعداد کل دانش ‌آموزان مقاطع مختلف‌ تحصیلی شهرستان ۱۶۳۹۱ نفر بوده ‌است.

از کل دانش آموزان این شهرستان ۵۷ درصد در مقطع ابتدائی ، ۱/۲۲  درصد  در مقطع راهنمائی ۱۶  درصد در مقطع متوسطه ۱/۱ درصد در مقطع متوسطه در رشته های  فنی و حرفه ای و کار و دانش مشغول به تحصیل
می باشند و مابقی مربوط به آمادگی، استثنایی و عشایری می باشد.

۳/۴۶ درصد از کل دانش‌آموزان شهرستان را دانش‌آموزان دختر تشکیل می‌دهند .

فرهنگ و هنر: تعداد کتابخانه های عمومی این شهرستان ۲ باب بوده است.

این شهرستان فاقد سالن سخنرانی و نمایش و نیز فاقد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می باشد.

کشاورزی و منابع طبیعی و دامپروری: در سال زراعی ۱۳۸۸ سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان سیب و سوران  بالغ بر ۱۰ هزار هکتار است. از این مقدار ۴۵ درصد به کشت باغات و ۵۵  درصد به زراعت‌های سالانه اختصاص دارد.محصولات عمده زراعی شهرستان یونجه ، جو و ذرت می‌باشد.

صنعت و معدن: تعداد صنایع موجود شهرستان سیب و سوران ۲۹ واحد می باشد. در سال ۱۳۸۸ تعداد ۱ کارگاه فعال مسئولیت‌ استخراج معادن را به عهده داشته است.

عمران شهری: در سال ۱۳۸۸ جمعیت شهرستان ۶۸۸۳۸ نفر برآورد شده، ‌میزان شهرنشینی در این شهرستان ۱/۱۹ درصد محاسبه شده است. تعداد مشترکین آب ۲۵۵۵ و مصرف سرانه آب نیز ۱۱۲ مترمکعب بوده است.

عمران روستائی: از کل روستاهای بالای ۲۰ خانوار این شهرستان ۹۰ درصد برخوردار از برق و ۶۰ درصد برخوردار از آب آشامیدنی سالم می باشند.

راه و ترابری: در شهرستان سیب وسوران ۸۰ کیلومتر راه وجود دارد که راه فرعی می باشد.

مخابرات: تعداد تلفن های منصوبه شهرستان سیب و سوران تا پایان سال ۸۸ برابر ۲۵۰۲ است و همچنین تعداد تلفن های مشغول به کار در این شهرستان ۲۰۲۲ و تلفن های همراه ۴۷۴۰  بوده است.

(آماری که برای این شهرستان جدیدالتاسیس قید نگردیده است در شهرستان سراوان آمده است.)

۱۱-   کنارک:

شهرستان کنارک با مساحت ۱۱۵۶۹کیلومتر مربع در منتهی الیه جنوب شرقی ایران و استان درنواحی ساحلی دریای عمان واقیانوس هند ودر حدود ۳۰ کیلومتری بندرچابهار ق رار گرفته است. این شهرستان به مرکزیت بندر صیادی کنارک دارای تعداد یک شهر، ۲بخش(مرکزی وزرآباد) و۴ دهستان (کهیر،جهلیان،زرآبادشرقی و زرآبادغربی)است.وبراساس تقسیمات کشوری سال جاری از بخش به شهرستان ارتقاء یافته است .

شهرستان کنارک بلحاظ موقعیت خاص جغرافیایی و امکانات و توانمندیهای بالقوه صید و صیادی و کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.و چون از نظر مختصات جغرافیایی نزدیک به مدار راس السرطان می باشد اثرات جانبی بادهای موسومی و اثر تعدیل کننده دریای عمان ، این شهرستان را از نظر آب و هوایی معتدل در تمام فصول سال نموده است.

شهرستان کنارک از وجود اسکله مهم بندر صیادی کنارک وبنادر فعال صیادی ، مناظر دیدنی ثپه های گل افشان در کهیر زرآباد. مزارع کاشت موزدرمنطقه زرآباد،محوطه های پارینه سنگی (قدمت پیش از تاریخ موقعیت کنارک)،فرودگاه وپارک ساحلی وپلاژهای ساحلی بندر کنارک برخوردار می باشد.

صنعت شهرستان کنارک بیشتر وابسته به صید و صیادی (شیلات) می باشدو بیشتر موسسات تولیدی شهرستان صنایع جانبی صید هستند مثل صنایع کنسروسازی و تکثیر و عمل آوری میگووسردخانه محصولات غذائی دریایی که بخش اعظم صنایع فعال در شهرستان را تشکیل می دهد.شهرک صنعتی کنارک ۲۵۰ هکتار برای احداث ۳۰۰ واحد صنعتی می باشد.

نیروگاه گازی کنارک باقدرت۱۰۸مگاوات یکی از منابع تامین انرژی مورد نیاز استان می باشد.

از صنایع دستی این شهرستان می توان به توتن سازی و لنج سازی اشاره کرد.




مكان های دیدنی بلوچستان

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:58 ق.ظ

جلوه های زیبا و دیدنی استان، از دریای عمان تا دریاچه هامون در فصول مختلف، تنوعی دل انگیز را همراه دارد. یادگارهای تاریخی، سرسبزی ها و سربلندی های درختان خرما و قامت بلند و صبور تفتان، هر چند در گذشته به جهت بی مهری های مختلف نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را بدست آورند. اینک پذیرای علاقه مندانی خواهد بود تا طبیعت بکر و شرایط منحصر به فردش را دریافته و از تنوع آن کسب فیض و لذت نمایند.
*در شهرستان زاهدان، تفریح گاه و تفرج گاه پارک ملت و براسان، مجتمع فرهنگی تفریحی باغ خانواده، موزه مردم شناسی با جلوه های بسیار زیبا از فرهنگ منطقه، کتابخانه مرحوم استاد کامبوزیا، بازارچه سرپوش،
ساختمان های قدیمی پست، دادگستری، گمرک و پست شهرمیرجاوه و …

*در شهرستان خاش، قلعه حیدرآباد ، قله معروف تفتان ” تنها آتشفشان نیمه فعال کشور ” و حوضچه های فصلی در مصفا ارتفاعات مجاور تفتان با عنوان ” سردریا “، مناره مسجد جامع، درخت کهنسال ده پابید ” با قدمت ۱۲۰۰ سال” ، قبرستان هفتاد ملا و …

*در شهرستان ایرانشهر، قلعه ناصری ( دوره قاجاریه )، قلعه بمپور با قدمتی از دوره ساسانی، قلعه دامن، قلعه پیشین
( دوره اسلامی )، قلعه چهل دختر، قلعه سرباز ( دوره اسلامی )، قلعه اسپیددژ واقع در مسیر بزمان- دلگان که گفته می شود اشرف افغان در این محل به قتل رسیده است، دره رودخانه سرباز و …

*در شهرستان سراوان، تپه مهتاب خزانه کوهک ( ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد ) تپه کلاتک آسپیچ، تپه روباهک ،تپه میل مارد، تپه سد میرعمر، قلعه سیب (سب)، سنگ نگاره های کوه مهرگان، دره نگاران ، کشتگان و …

*در شهرستان چابهار، سواحل زیبای دریای عمان، بنادر پزم، گواتر، کنارک، اسکله شهید بهشتی، گل افشان که از عجایب چابهار بوده و مانند آتشفشان گل می افشاند، جنگل های حراء که جنگل های شناور بوده و با مد دریا زیر آب رفته و با جزر آب نمایان می شوند، مقبره سید غلام رسول متعلق به دوره تیموری، قلعه تیس ( پرتغالی ها ). مسجد تیس، درخت مکر زن ( انجیر معابد )و…

*در شهرستان نیک شهر، محوطه های باستانی ( پیش از تاریخ ) قلعه قدیمی نیک شهر، قلعه چهل دختران، قلعه قدیمی قصر قند و … بخشی از جاذبه های سطح استان می باشند.




طوایف بلوچ

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:57 ق.ظ

ردیف نام طایفه توضیحات
۱ آزادی
۲ ارباب
۳ استادی
۴ اسماعیل زهی
۵ امراء
۶ امیری
۷ ایرندگانی
۸ ایزدپناه
۹ بادپا – صابرو
۱۰ باران زهی
۱۱ بارانی
۱۲ باجیزهی
۱۳ بارکزهی
۱۴ بامری
۱۵ براهویی
۱۶ برهان زهی
۱۷ بلوچ زهی
۱۸ بلیده ای
۱۹ بیجارزهی
۲۰ پیام
۲۱ جدگال
۲۲ جمشید زهی
۲۳ حسن زهی
۲۴ حسین زهی
۲۵ حسین بر
۲۶ حیدری
۲۷ دادگر
۲۸ دامنی
۲۹ داودی
۳۰ درازهی
۳۱ درخشان
۳۲ دکالی
۳۳ دهقان
۳۴ دهواری
۳۵ رئیسی
۳۶ رخشانی
۳۷ رکنی
۳۸ رودینی
۳۹ ریگی
۴۰ سابکزهی
۴۱ سارانی
۴۲ سالارزهی
۴۳ سپاهی
۴۴ سراوانی
۴۵ سردارزهی
۴۶ سنجرانی
۴۷ شاهوزهی
۴۸ شکل زهی
۴۹ شنبه زهی
۵۰ شه بخش
۵۱ شهلی بر
۵۲ شهنوازی
۵۳ شیخ حسینی
۵۴ شیخ زاده
۵۵ شیرانی
۵۶ شیرخان زهی
۵۷ صالح زهی
۵۸ صفرزهی
۵۹ عمرزهی
۶۰ عیسی زهی
۶۱ قادری
۶۲ قنبرزهی
۶۳ قلندرزهی
۶۴ کاشانی
۶۵ کبدانی
۶۶ کدخدایی
۶۷ کرد
۶۸ کهرازهی
۶۹ گرگیچ
۷۰ گمشادزهی
۷۱ لاشاری
۷۲ لشکری
۷۳ مبارکی
۷۴ محمدی
۷۵ محمودزهی
۷۶ مرادزهی
۷۷ ملازاده
۷۸ ملازهی
۷۹ ملک زاده
۸۰ ملک زائی
۸۱ میر
۸۲ میربلوچ زهی
۸۳ میرعثمان
۸۴ میرلاشاری
۸۵ میرمرادزهی
۸۶ نارویی
۸۷ نصرتی
۸۸ نعمت اللهی
۸۹ نهتانی
۹۰ نوتی زهی
۹۱ هاشمزهی
۹۲ هوتی – حوتی
۹۳ یارمحمدزهی
۹۴

۹۵

۹۶

۹۷

۹۸

۹۹

۱۰۰

بازدید کننده گرامی!

۱- اگر در لیست نام طایفه ای موجود نیست، دلیل بر بی توجهی به آن طایفه نمی باشد.

۲- اگر در لیست نام طایفه ای موجود نیست، نام طایفه همراه با مناطق سکونت آنرا به ما اطلاع دهید.

۳- لیست طایفه ها کامل نشده است.




گنجینه نام های بلوچی

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:56 ق.ظ

هر قوم و ملتی در ایران و در هر کجای دنیا از خود نام های بخصوصی دارد. که براساس آن نام ها برای فرزندش نامی انتخاب می کند. که من اینجا یک زره از این دنیای نام های بلوچی را برای شما برگزیدیم. نام های بلوچی بیشتر برگرفته از این واژهها می باشند.

۱_ واژة خدا، الله و دیگر نامها و صفات خداوند

الله یار، الله نور، اله نظر اله رسان، اله داد، الاهی، واهد، واهدبکش، هیرالله، همیدالله، هداوردی، هدایار، هدایت الله، هدایی، هدابکش، هدابنده، هداهیر، الله داد، هداداد، هدارهم، هدامراد، هجت الله، هپیزالله، هدادوست، هدانور، الله نور، هالک داد، مولاداد، مولابکش، مهرالله، اله داد، الاهی بکش، امرالله، امین الله، اهمدالله، آهربکش، الله کرم، اله وردی، اله یار، ایزالله، ابدالله، وهاب، وهید، مجیب الرهمان، مالک بکش، الله کرم، الله یار، الله وردی، الله لهداد، لتپ رهمان، گیب الله، کریم بکش، کریمداد، کریم، کادر، کاسم، شگراله، سدرالله، رهیم بکش، رهیم، رهیم داد، رهمت، رهمت اله، رهمان بکش، رهمان، دادالله، دارهیم، باز مهمد، ابدالواهد، ابدالوهاب، ابدالتیپ، ابدلاه، ابدلگپار.

۲_ واژة محمد و دیگر نامها و القاب پیامبر

یارمهمد، امیراهمد، اهترمهمد، اهمدیار، ارزمهمد، ب ی گ مهمد، شی مهمد، شیرمهمد، پیرمهمد، جان مهمد، دادرهمان، دادمهمد، دانبی، درمهمد، دوست مهمد، دین مهمد، رسول بکش، مرادمهمد، لال مهمد، گلام رسول، گلام مهمد، گل مهمد، شیرمهمد، شی مهمد، شپی مهمد، شاه مهمد، سیدمهمد، یارمهمد، یاراهمد، هتامهمد، هان مهمد، نیک مهمد، نیازمهمد، نورمهمد، نوراهمد، نزرمهمد، نبی، نبی بکش، میرمهمد، مهمدرهیم، مهمدزمان، مهمدشاه، مهمدکاسم، مهمدگل، مهمدنبی، مهمدنواز، مهمدهان، مهمد، مهمدازمان، مهمدامیر، مهمدامین، مهمدبکش، مهمدبیک، مهمدجان، مهمددوست.

۳_ نامهای دیگر پیامبران

یونس، یهیا، ایسا، موسا، آکوب (یاکوب)، الیاس، هاروت، هارون، سلیمان، ابراهیم،

۴_ نامهای برگرفته از نام درختان و بوته ها و گلها

الف_ زنان: ریهان، زاپران، زامر، زیتون، زیرّک، سداپ، سمسور، سمسوک، سنجد، شمشک، شمشی، گلپورگ، کیمار، گهنیچ، گواتک، ماشو، ماشی، مشوک، مگیر، مورتی، موری، ڈنک، ازبوتک، ازگل، ازگند، اسپنتان، آسمی، اشهار، آمک، آمکی، ایشورک، برنجاسک، برنجک، بودک، بودهک، پترونک، پلّ، پُلَّس، پورچینک، توتری، چژیک، چگردی، دانیچ، درنه، هورگل، هان گل، نورگل، نازگل، مهرگل، مه گل، ماهین گل، لال گل، گلی، گلُک، گلشیر، گلیک، گلبدن، گلبانو، گلاتون، گل هاتون، گل نسا، بی بی گل، ازگل، تاج گل، جان گل، درگل، گل ستون، گل پری، گل بیک، گل بانو، گل بهار، گل بهت، گل جان، گل اندام، گل آقا، درگل، میرگل، زرگل، ماهین گل.

ب_ مردان: درهند، رگت، سوپک، سوری، شنزی، شنگر، شینزک، کریچ، کسور، کلمیر، کلیر، کنار، کنری، کهور، کونل، کوٹور، گزی، گواتام، گونجت، گونی، گیشر، لَمبک،ڈ نک، هنجیر، هنار، هنگور، آدور، اگرینچ، اهتر، بادام، بُتّو، بَردی، بهار، بهاران، بهارشاه، بهارهان، بهاری، بهلور، پلک، پلوش، پلین، پوتار، پیچر، تاگزی، ترات، تراتی، جورک، جوری، درمشوک، مهمدگل، گلو، گلگ، گلشاه، گلزار، گلدر، گلاب، گل هان، پیرگل، دادگل، گل میر، گل مهمد، گل شاه، گل زمان، گل داد، شهگل، شاه گل، سیدگل، پلین، دلپل.

۵ _ نام حیوانات

الف ـ رنان: آسکو، آشو، آهوگ، چاهیک، شاتور، شارک، کپوت، هوگوشک، کبگو، کمیت، مرگک، مورو، موریک، کپوتی.

ب ـ مردان: ارسلان، اگرب، بازو، بازیار، بازیز، بازمهمد، بانزک، بلبل، بنگل، بڈ ول، پروانگ، پلنگ، جلب، جلاب، زومک، سلور، سمندر، سیه مار، سینکر، شگر، شگری، شگرک، کوهی، گوجو، لوجر، مزار، مزاران، مزارهان، میرشیر، شیرالی، شیران، شیرجان، شیردل، شیرزاد، شیرکمند، شیرمرد، شیرمحمد، شرهان، شیرو، نورشیر، مرادشیر.

۶ـ فلزات

پولات، تلی هاتون، تنگهی، رودین، زریگ، زری، زرخاتون، تنگه، تنگور، زرک، زرگل، زرگنج، زرملک، زرناز، زرهاتون، زرو، زری، زرین، زرینه، زربی بی، زران، زربانو، زربکش، زرجان، زردار، زران گل، زرگ.

۷ـ واژة دُر (dorr)

دربی بی، بیان در، درناز، دران، ماه در، دربانو، دربهت، درجان، دردانه، درا، درک، درل، دری، درس، درگل، درگوش، درملک، درمهمد، درناز، درهاتون، درهان، درین، ملک، میردُرّ، بی بی در.

۸ـ واژة ماه

ماه بانو، ماه بی بی، ماه پری، ماه هاتون، ماه در، ماه دیم، ماه سورت، ماه گونگ، ماه ملک، ماه منیر، ماه نور، ماهاتون، ماهان، ماسان، ماهُک، ماهکان، ماه گل، ماهل، ماهی، ماهو، ماهی ملک، ماهین، ماهین گل، ماهین ملک، ماه جان، ماه جبین، ماهرو، مهستون، مه سورت، مه شان، مه شیرین.

۹ـ واژة خورشید

روزان، روزخاتون، شمسان، شمس دین، شمس هاتون، هرشید، روزی، روزک، روزان، ملک، روزان بی بی، روزل.

۱۰ـ ستارگان و صورتهای فلکی

پوران، بامی، پروین، پنچان، سهیل، زومک.

۱۱ـ نامهای متاثر از افکار صوفیانه و نحله های مصّوفه

ادهم، آرپ، ایکم داد، بزرگ، پیرمراد، پیرمهمد، پیرانداد، پیرانی، پیرجان، پیرک، پیرل، پیرو، پیری، دادشاه، دادنبی، دربیش، درواست، درویش، دستگیر، رابیه، رسول بکش، سهی داد، لال، للّا، لنگر، ولی، کچکول، گدایی، گوس بکش، گوسدُدّین، گوس، گوسک، مرادبکش، مردان شاه، مرادهاتون، مرادان، ملنگ، مولد، میّا، میار، میاداد، نزرمهمد، نزر، نزرجان، نوربکش، نورلّاه، نیاز، نیک بکش، نیکداد، نیک مهمد، نیازمهمد، هواستی، ولی، ولی مهمد، ولیداد، واجه داد، ساهبداد، سهی داد، مهتاج، شیهان، شیهول، شیه مهمد، شیهک.

۱۲ـ نامهای متأثر از اسطوره های و فرهنگ ملی و ایرانی

ارژنگ، آرشام، اسپندیار، رستم، سهراب، برزو، آشا، رکسانه، هوشنگ، هجیر، بهمن، بندو، برزو، ارشک، اپراسیاب، گزلباش، گلشاه، مندوست، مندا، سهراب، مهران، نبروز، هوشنگ، هرمز، داد، پیروز، بهزات، بهمن.

۱۳ـ نامهای متأثر از اسطوره ها و فرهنگ قومی و منطقه ای

آلی، بالاچ، اشکش، بانڑی، گدروشاه، همل، بانری، گوهرام، چاکر، هانی، شی مرید، للهریال شهداد، مهنار، سسی، پُنّو، بلاه نوش، آوار، بجار، میار، برازد، بمبی، جنگان، جیند، جیهل، هالا، هاکی، مدان، شاری، پهلوان، بمبی.

۱۴ـ واژةهای مفهومی

آزات، آزیز، باهو، پایست، ارزی، پردل، دوستین.

۱۵ـ شغلی و صنفی

آتون، پهلوان، کوتوال، بازیار، جَتّو، دهگان، رئیس، سالار، میرباز، اَمُک.

۱۶ـ رنگ چهره

سبزل، آلی، زال، زاگل، سیاه مرد، ملهی، بورل، بورک، شررنگ، مه گونگ، برپی.

۱۷ـ صفات

جوانمرد، دُرا، نورا، میا، مندا، چوٹا، دُرّس، درهاتون، دودا، رادو، زال، زبردست، زومک، ساران، سانا، سازین، سنجی، سهتی، سوبان، شهران، مارک.

۱۸ـ عطرها

مسکان، زبادی، اَنبر، مهلب، زباد.

۱۹ـ واژة دل

دلارام، دل آسا، دل انگیز، دل وش، دلاور، دلبر، دلبود، دلپسند، دلپل، دلجان، دلدار، دلدارهان، دلدوست، دلشاد، دلک، دلکش، دلگوش، دلمراد، دل ملک، شیردل، شجادل، میردل.

۲۰ـ واژۀ بانو

بانو، بانوک، بانل، بانلی، بانکی، ماه بانو، دربانو، رزبانو، شاهبانو، شه بانو، شهربانو، گل بانو، مهبانو، نازبانو.

۲۱ـ واژۀ گم

گم زور، گم کش، گمانی، گمتیل، گمداد، گمدر، گمدوست، گمشاد، گمک، گمکزار، گمناز، گمی، گمین.

۲۲ـ نام سنگها

گسد، شدری، یاکوت، زمرد، پیروزه، لال، لال بیگم، لال بکش، لال بی بی، لال جان لال زات، لالگل، لال ملک، لال مهمد، لال هاتون، لال هان، لال وزیر، لالک، لالو، لالی، لالین، للّا، گوهر، گوهرناز، گور.

۲۳ـ واژۀ وَش

وژدل، وشدل، وشرنگ، وشگ، وشک، وشین، دلوش، وشیک.

۲۴ـ واژۀ شاه

شاهان، شاهبانو، اَلی شاه، شاهپری، بهارشاه، شاهزاد، جلال شاه، جهان شاه، دادشاه، دلوشاه، دیلم شاه، زمان شاه، شاه، شاه بی بی، شاه پسند، شاه جان، شاه سلیم، شاه گل، شاه مردان، شاه مهمد، شاه نزر، شاه هاتون، شاه هسین، شاه ولی، شاهک، شاهل، شاه میر، شاهو، شاهی، کرم شاه، گدروشاه، گریب شاه، گل شاه، گلام شاه، مرادشاه، مردانشاه، ملکشاه، مهمدشاه، شه بانو، شه بکش، شه ملک، شه بی بی، شه پری، شه جان، شه کرم، شه کلی، شه گل، شه میر، شه نیک، شه وردی، شهباز، شهبانو، شهبیک، شهدر، شهدوست، شهزات، شهسوار، شهگل، شهمراد، شهناز.

۲۵ـ سناز، نازان، نازبانو، نازپری، نازک، نازگل، نازهاتون، نازی، نازبی بی، مهناز، مهرناز، ملکناز، گمناز، گلناز، گراناز، شهرناز، شرپ ناز، شرم ناز، شهناز، زرناز، بزناز، بهناز، بی بی ناز، دولت ناز.

۲۶ـ واژۀ هاتون

هاتون، هاتونان، هاتون بی بی، نورهاتون، میرم هاتون، مهرهاتون، ملک هاتون، مرادهاتون، ماه هاتون، لال هاتون، گل هاتون، شاه هاتون، شمس هاتون، شرپ هاتون، ساراهاتون، ساب هاتون، رزهاتون، روزهاتون، درهاتون، جنت هاتون، جمال هاتون، تلی هاتون، تاج هاتون، پیروزهاتون، ایران هاتون.

۲۷ـ واژۀ بی بی

بی بی، هیربی بی، هور بی بی، هان بی بی، نوربی بی، نازبی بی، مهربی بی، ملائم بی بی، مراد بی بی، ماه بی بی، لال بی بی، گل بی بی، گران بی بی، شاه بی بی بی، ساران بی بی، رهم بی بی، رازبی بی، راج بی بی، دربی بی، جان بی بی، تلاه بی بی، تاج بی بی، بی بی نبادی، بی بی هور، بی بی نور، بی بی هاتون، بی بی بان، بی بی گل، بی بی ناز، بی بل، بی بکان.

۲۸ـ واژۀ هان

هان، سیاهان،  یلی هان، هان جان، هان مهمد، هان ملک، هانک، هانی، هانگل، هانل، هانی لال، هان بی بی، نودهان، نوازهان، نوهان، میرهان، مهمدهان، مهرهان، مزارهان، مزری هان، مرادهان، مدوهان، مدی هان، لنگرهان، گل هان، کام هان، شیرهان، شیه هان، سیدهان، سرورهان، سپهدارهان، سالارهان، دلیرهان، دلدارهان، دریاهان، درهان، داروهان، جنگی هان، جماهان، جلال هان، جسک هان، توتاهان، تلی هان، پتی هان، بدل هان، بادین هان.

۲۹ـ نامهایی که مأمورین ثبت احوال در ثبت دقیق واژۀها عمداً یا سهواً تغییراتی داده اند:

ارزمهمد : ارض محمد،   ارزی : ارضی،   آزات : آزاد،   ایسّپ : یوسف،

سکندر : اِسکندر،   آسمی : یاسمین،   آکوت : یاقوت،   آلی : عالی،

امبر : عنبر،   امیت : امید،   نوشروان : انوشیروان،   بهزات : بهزاد،

بهلور : بهلول،   پردوس : فردوس،   پنڈوک : پندک،

پیروزه : فیروزه،   کریم بکش : کریم بخش،   تنگهی : تنگی،

جُمّا : جمعه،   سوالی : صالح،   سبزالی : سبزعلی،   سدگنج : صدگنج،

سرپراز : سرافراز،   سیدمهمد : صیادمهمد،   شگرالله : شکرالله،

شیرن : شیرین، گزلباش : قزلباش،   گمشاد : غمشاد،   گمناز : غمناز،

لال مهمد : لعل محمد، مهتاپ : مهتاب،   هوبیار : خوبیار،  هداهیر : خداخیر،

هُدادات : خداداد.

۳۰ـ واژۀ هندی

گنگو، نتو

۳۱ـ واژۀ عربی

الّاه، ابدرهمان، ابدلّاه، مهمد، اهمد، ابدسَّمد، آدم، اسهاک، درویش، پکیر، اید، پاتمه، جنت، شابان، رمزان، پاروک، ازمان، ایوب.

۳۲ـ واژۀهای ترکی

بی بی، مگل، باییان، توتا، گاجی، ایلتاز، بیگم، بلگاک، بیک، مهمد، الم بیک، چنگیز، دریهان، شاگاسی، تیمور، تایماس، بهادر، بایان در.

۳۳ـ بسامد واژۀهای که بیشترین بسامد را در نامگذار بلوچی داشته اند.

خداوند ۱۰۰ مورد، خدایان غیراسلامی ۳ مورد، دیگر پیامبران ۱۵ مورد، پیامبر اسلام ۶۶ مورد، شاه ۶۶ مورد، وش و گَل (به معنی شادی و خوشی) ۱۰ مورد، گم (غم) ۱۴ مورد، سنگها. لال ۱۷ مورد، زر(طلا، سکۀ طلا) ۲۳ مورد، بانو ۱۴ مورد، دل ۲۲مورد، ماه ۳۰ مورد، صوفیگری ۶۳ مورد، گُل ۶۰ مورد، دُرّ (مروارید، یگانه، بی نظیر) ۲۶ مورد، حیوانات ۱۳۵مورد، درختان، بوته و گلها ۷۵ مورد، ناز ۲۵ مورد، روز(ru:z) شمس (sama) به معنی خورشید: ۱۰ مورد، هور(hur) به معنی حوری بهشتی: ۱۳مورد، نور(nur) 20 مورد، دُرّ (dorr) 26 مورد، زَر (zar) 23 مورد، فلزات و سنگهای قیمتی ۲۵مورد، میر (mir) بعنوان پبشوند و پسوند ۳۰ مورد، خاتون ۲۶ مورد، بی بی ۳۴ مورد، هان ۴۷ مورد، اسامی با منشاء غیر اسلامی ۸ مورد.




بازی های بلوچی:

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:55 ق.ظ

بازی های بلوچی:

بازی های محلی بلوچستان عبارتند از:

پادشا وزیر،  چل بازی،چوب بازی، ستط، سرخ پری زردپری، شترسواری، غایم بازی، کَودی کَودی،لپگر، هرکشکا، اشکاتیلی، چوک چوک، لیلی گوگو، آنجلاسیکی، کلاه چل چل،قله پود، چل وشکه، کشتی کچ گردون. که در ذیل به چند نوع از این بازیها می پردازیم.

- چوب بازی (چابهار)

دایره بزرگی از جمع بازیکنان تشکیل می شود، همراه با نوای ساز و دهل چوب بازی با حرکات آرام و منظمی آغاز می شود. به تدریج همراه با تندشدن آهنگ حرکات هم تندتر وتندتر می شود. در این حرکات بازیکنان چوب های خود را به هم می کوبند. کوچکترین غفلت باعث اصابت چوب به بدن بازیکنان می شود. هر بازیکن دو چوب در دست دارد و با آهنگ دو قدم به جلو برداشته، یک قدم به عقب برمی گردد و یکبار به دور خود می چرخد. وقتی بازیکن دو قدم جلوتر می رود باید چوب های خود را به صورت ضربدر در مقابل صورت خود نگه دارد، هر بازیکن وقتی برمی گردد با بازیکن پشت سری خود نیز به بازی می پردازد. این بازی برپایه مهارت و استقامت استوار است.

- چل بازی

چل (به فتح چ و سکون ل) نام بازی است گروهی که بین دو تیم با نفرات مساوی هر گروه ۵ نفره انجام می شود، بازی مذکور از جمله بازی های مذکور از جمله بازی های این محلی است که در رودهای پرآب و در محل های عمیق و یا استخر و دریا می تواند برگزار شود. این بازی در روستاهای ایرانشهر متداول است. بازی توسط یک نفر داور، داوری و قضاوت می شود.

- شترسواری

شترسواری از جمله ورزش های بومی با محلی بلوچستان است که به ویژه در شهرستان های خاش و ایرانشهر همچنان کم و بیش رایج است و به مناسبت هائی برگزار می شود.




تاریخچه رسم الخط بلوچی

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:55 ق.ظ

تاریخچه خط بلوچی

خط فارسی عربی در قرن پانزدهم از طریق مغولها به هند راه یافت و از آن پس در نوشتن زبان اردو از آن استفاده میشود و تعدادی حروف جدید از جمله ٹ، ڑ، ڈ، ں وے نیز به آن اضافه شده است.
از اواخر قرن نوزدهم ، بلوچی هم با حروف اردو وهم با حروف لاتینی نوشته شده است ازآن جمله ترجمه انجیل است که در آن از حروف اردو استفاده شده است و کتابهای گرامر بلوچی با حروف لاتین که توسط انگلیسیها و برای انگلیسی زبانانی که مایل به یادگیری این زبان بودند, نوشته شده است. ولی دامنه انتشار اینگونه کتابها محدود بوده و نقش آنچنانی در تکامل خط بلوچی نداشته است. تکامل بلوچی بعنوان خط آدبی در اواخر دوره استعمار انگلیس در هند، درسال ١٩٢٩ آغازشد.

حسین عنقاﺀ از اولین کسانی بود که در نوشتن اشعارش از خط اردو استفاده نمود و همزه را وارد خط بلوچی ساخت. پس از او شاعران دیگری چون آزات جمالدینی، گل خان نصیر و سیدهاشمی نیز این خط را بکارگرفتند ولی هرکدام به سبک خویش مینوشتند و هنوز استاندارد خاصی وجودنداشت.

در نشستی که در تاریخ ٢٢ جولای ١٩۵۵ در محل “مگسی هاوس” در کراچی برگزارشد و در آن ازجمله آزات جمالدینی، گل خان نصیر، سیدهاشمی، مولوی خیرمحمد ندوی و حسین عنقاﺀ شرکت داشتند، املای بلوچی مورد بحث قرارگرفت.

در این جلسه تصمیماتی در مورد املای بلوچی نیز اتخاذ شد ازجمله واردکردن همزه در خط بلوچی، تصمیمی که ازهمان ابتدا بحث انگیز بود و در طی پنجاه سال اخیر همواره از سوی موافقین و مخالفین همزه به آن استناد شده است. ( به نقل از کرینا جهانی (٨٩) )

الفبای زبان بلوچی رایج در پاکستان شامل حروف زیر است:

ا ء ب پ ت ٹ ث ج چ ح خ د ڈ ذ ر ڑ ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن ں و ه ی ے

(لازم به ذکر است که آنچه در ذیل خواهد آمد حروف بلوچی به زبان لاتین است.)

حروف صدادار کوتاه

حروف صدادار کوتاه عبارتند از فتحه (زبر)، کسره (زیر) و ضمه (پیش) که در نوشتن حذف میشوند.

فتحه “a” پس pas گوسفند

کسره “e” پس pess پدر

ضمه “o” پرpor خاکستر

حروف صدادار بلند

آا á آپ áp آب ، گوات gwát باد

ای i زی zi دیروز

او u زوم zum عقرب
ú
گوک gúk گاو، لوگ lúg خانه
í
دیم dím صورت

اصوات مرکب

ey/ay مانند ” کیل” پیمانه kayl یا keyl

ay/ow مانند ” جور” زهر jowr یا jawr

تشدید

اگر در کلمه ای حرفی دوبار پهلوی هم قرارگیرد، یکی را حذف کرده و بالای دیگری علامتی که تشدید نامیده میشود، میگذارند. تشدید نیز همانند فتحه، کسره و ضمه در نوشتن حذف میشود.

سکون

علامتی شبیه دایره (ه) که بالای حرف ساکن میگذارند. فقط در سیستم املایی “سید هاشمی” و در اول کلمات بکار میرود.

سیستمهای املایی

منبع اطلاعات در مورد سیستمهای املایی بلوچی در پاکستان کتاب کرینا جهانی (٨٩) میباشد و در مورد سیستمهای فعلی املایی اطلاعات دقیقی دردست نیست. هرچند که ظاهراً تغییرات رادیکالی ایجادنشده است، ولی بهتر است که این بخش را بعنوان تاریخچه ای هرچند کوتاه از خط بلوچی پنداشت. کرینا جهانی (٨٩) سیستمهای املایی را در چند طیف و بشرح زیر بررسی می نماید:

۱- سیستم املایی سیدهاشمی

ء همزه

همزه در سیستم سیدهاشمی به چهار شکل متفاوت بکار میرود:

١- همزه (بدون علامت)

٢- همزه فتحه ای (با علامت فتحه روی همزه)

٣- همزه کسره ای (با علامت کسره زیر همزه)

۴- همزه ضمه ای (با علامت ضمه روی همزه)

خلاصه قواعد این سیستم بشرح زیر است:

‌- ” ث، ح، خ، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق” از حروف الفبای بلوچی حذف میشوند.
املاء کلمات عربی بجز اسامی عربی حفظ نمیشود (نقض قاعده قبلی)

- پسوند ء (همزه فتحه ای) á برای اسم، مصدر، ضمیر، قید و حروف اضافه که معمولا بعنوان علامت مفعولی استفاده میشوند، بکار میرود. مثال:

کتاب ء بیار “کتاب را بیاور”. ولی سیدهاشمی معتقد است که ترء ” تورا”، شمارء “شمارا”، مارء “مارا” از این قاعده پیروی نمیکنند و باید بصورت “ترا، شمارا، مارا” نوشته شوند.

- ء (همزه کسره ای) بعنوان علامت ملکی: شپ ء نیم، نیمه شب.

- یای نسبت در ماتی زبان ” زبان مادری”.

- ے / ئے بعنوان علامت نکره ، مردے “مردی” ، ورنائے “جوانی”.

- ئے شناسه فعل (دوم شخص مفرد)، تو روئے “تو میروی” تو ئے “تو هستی”.

- ئے (همزه کسره ای) بعنوان علامت ضمیر پیوسته سوم شخص مفرد. مثلاً ” ڈگارئے کشت”

زمین را کاشت. هرچند که ” ڈگارئے” در بعضی لهجه ها بصورت ” ڈگاری” تلفظ میشود ولی بنظر وی از آنجاییکه “ی” قبلاً بجای “یای نسبت” بکارگرفته شده، فرم ” ڈگاری” مناسب نیست.

ء (همزه ضمه ای) بجای “و” در “من ء تو” من و تو.

- ‌اے (علامت فتحه روی الف) ، حرف ندا

- ‌اے (علامت کسره زیر الف) ، علامت ضمیر اشاره، “‌اے مرد” این مرد

- یں، پسوند صفت، “سهریں سوپ” سیب سرخ

- اں علامت جمع، “کتاباں” کتابها. در حالت جمع علامت مفعولی ء (همزه فتحه ای) حذف میشود. مثال: “کتاب ء بوان” کتاب را بخوان ولی “کتاباں بوان” کتابها رابخوان.

- شناسه فعل (اول شخص مفرد) “اں” به فعل می چسبد، مانند شتاں رفتم ولی سایر شناسه ها جدانوشته میشوند، ازجمله در “شت انت” یعنی رفتند.

- علامت فعل امر و نفی به فعل متصل است، “بوان” bewán بخوان، “موان” mawán نخوان.

- گذاشتن علامت سکون بر روی حرف اول کلمه اگر دو حرف بیصدا در اول کلمه واقع شوند. باید توجه داشت که این قاعده فقط برای حرف اول کلمه صدق میکند و به سایر بخشهای کلمه تعمیم داده نمیشود. ابداع این روش بخاطر آنست که در بلوچی دو حرف بیصدای متوالی میتوانند در اول کلمه واقع شوند مانند “برات” brát برادر، “ترند” trond تند، سریع. امری که در فارسی اتفاق نمی افتد.

٢- سیستم املایی اکبر بارکزهی

تمام کسانیکه مخالف وجود همزه در املای بلوچی و خواهان بازگشت به سیستم املایی فارسی و اردو میباشند در این طیف قرار دارند از جمله اکبر بارکزهی و عبدالصمد امیری.
ویژگیهای این سیستم:

- سه علامت همزه فتحه ای، کسره ای و ضمه ای حذف شده و بجای آن “ا، ئے، و” بکار گرفته میشود.

- ے علامت اسم نکره است. مثال: “مردے” مردی.

- از “ئے” برای شناسه فعل (دوم شخص مفرد) استفاده میشود، مثال: “آتکئے” آمده ای.

- ی علامت ضمیر پیوسته (سوم شخص مفرد) است، مثال: “کتابی برت” کتاب را برد.

٣- سیستم املایی آزات جمالدینی

این سیستم که درواقع ترکیبی از سیستم سیدهاشمی و سیستم بارکزهی است، بجز در “ماهتاک بلوچی ١٩۵۶” و در جلد دوم کتاب “بارکر و مینگل”، هیچگاه بصورت منسجم مورد استفاده قرار نگرفته است.

مشخصات این سیستم:

- املاء کلمات عربی حفظ میشود.

- ء (همزه فتحه ای) علامت مفعولی برای اسم، مصدر و ضمیر است ولی بعد از قید و حروف اضافه “ا” بکار میرود.

- ء (همزه کسره ای) همانند سیستم سیدهاشمی بعنوان علامت ملکی بکار میرود.

- ے / ئے بعنوان علامت نکره، پسوند فعل (دوم شخص مفرد)، علامت ضمیر سوم شخص مفرد بکار میرود.

- “و” همانند فارسی حرف ربط است.

- نون غنه “ں” بکار میرود.

- در ماهتاک بلوچی (١٩۵۶) “ئت” هست و “ئنت” هستند بجای “ات” و “انت” بکاررفته اند.

۴- سیستم املایی گل خان نصیر

املاء بکار گرفته شده در کتابهای شعر گل خان نصیر با یکدیگر متفاوتند. در کتابهای “شپ گروک” و داستان “دوستین شیرین” املاء کلمات عربی تغییر میکند. همزه فتحه ای و کسره ای بشیوه سیدهاشمی بکارمیروند ولی بجای همزه ضمه ای “واو” فارسی بکارگرفته میشود و ضمایر به ریشه فعل متصلند.

- در کتاب “حمل ء جیند” گرایش به استفاده از “ئت” at “هست” و “ئنت” ant “هستند ” بجای “ات” و “انت” مشاهده میشود.

در کتاب شعر “گرئند”، وی سیستم جدیدی ارائه میدهد که خلاصه آن بشرح زیرمیباشد:

- بکارگرفتن “ک ه” و “گ ه” بجای “خ” و “غ” همانند انگلیسی و معتقد است که در برخی نقاط بلوچستان این حروف چنین تلفظ میشوند.

- نوشتن مصدر “جنگ” janag “زدن” بصورت “جنئگ” تا با “جنگ” jang اشتباه نشود، همچنین تغییر کلمه “کنت” kaneyt میکنید به “کنهت” تا از “کنت” kant “می کند”، متمایز شود.(کرینا جهانی، صفحه ١٢٧).

مشکلات خط بلوچی فارسی

خط بلوچی طبیعتاً تمامی مشکلاتی را که خط فارسی دارد و در بخش اشکالات خط فارسی بررسی شد، در بر دارد. علاوه براین:

الف‌- دو حرف صدادار balúč) ú) و dím) í)”صورت” بلوچی که در فارسی وجود ندارند و در سیستمهای مختلف املایی بلوچی با حروف “ی” و “واو” نوشته میشوند. بنابراین حرف “ی” به شش و “واو” به پنج شیوه مختلف تلفظ میشوند. مثال:

صدای “ی”

١- حرف صدادار i در “زی” zi دیروز

٢- حرف y درتیار tayár آماده

٣- بجای ey/ay در میل meyl

۴- “ی” در انتهای اسامی عیسی isá، موسی musá و … بجای صدای الف.

۵- حرف صدادار í در پیتاپ pítáp آفتاب

۶- بجای ey/ay در آخر کلمه در سیستم سیدهاشمی مانند: “تو ئے” tow ey تو هستی،
“شمئے کتاب” šomey ketáb کتاب شما

صدای “و”

١- ضمه “o” در کلمه “دو” do دو

٢- حرف صدادار “او” u در “زوم” zum عقرب

٣- حرف “و” w در “ورگ” warag خوردن

۴‌‌- بجای ow/aw در “جور” jowr/jawr زهر

۵- حرف صدادار ú در “لوگ” lúg خانه

ب- جدا یا پیوسته نوشتن شناسه های شخصی به فعل

ج- جدا یا پیوسته نوشتن ضمایر به اسم ، قید، حرف اضافه و ..

د- تمایز مصدر با اسم بعنوان مثال janag با jang چون هردو یکسان نوشته میشوند “جنگ”. پیشنهاد گل خان نصیر این بود که مصدر بصورت “جنئگ” نوشته شود.

ه- همزه (کسره ای، ضمه ای و فتحه ای) در استاندارد یونی کد وجودندارند.




آداب و رسوم بلوچی

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:53 ق.ظ

ایران سرزمینی بزرگ و پهناور و دارای تمدنی بسیار بالایی می باشد.این سرزمین دارای ویژگی های خاص خود می باشد و دارای اقلیم های آب وهوایی مختلف و همچنین اقوام مختلفی می باشد که هر کدام دارای آداب و رسوم و فرهنگ ویژه خود می باشند.

همچنین به دلیل موقعیت خاص خود دارای جاذبه های تاریخی، فرهنگی، طبیعی بسیاری می باشد.

در این میان استان سیستان و بلوچستان دومین استان کشور از نظر مساحت می باشد و به دلیل موقعیت سوق الجیشی و آب و هوائی ویژه خود با توجه به فرهنگ و تمدن دارای قدمت خود مورد بی توجهی قرار گرفته و به همین دلیل می خواهیم که در مورد تاریخچه و فرهنگ و آداب و رسوم اقوام این استان مقاله ای تهیه کنیم تا حدالامکان  تاریخ و فرهنگ اقوام این استان از انزوا خارج شود.

بلوچستان:

بلوچستان از۷ شهرستان، ۲۵ شهر، ۲۷ بخش و۷۷دهستان تشکیل شده است. شهرستانها عبارتند از: ایرانشهر – خاش – زاهدان – سراوان –سرباز- چابهار – نیکشهر.

- جشن ها و اعیاد ملی و مذهبی:

در استان سیستان و بلوچستان برخی از اعیاد و جشن های ملی و مذهبی بسیار با شکوه و برخی دیگر به شکل معمولی برگزار می شود. از اعیاد ملی، عیدنوروز در منطقه رونق زیادی ندارد ، ولی اعیاد مذهبی نظیر عیدفطر و قربان بسیار باشکوه و با مراسم خاصی برگزار می شود.

به طور اجمال به چگونگی برگزاری این اعیاد اشاره می شود:

- عید نوروز:

برگزاری عید نوروز در گذشته چندان مورد توجه مردم منطقه قرار نمی گرفت. در سالهای اخیر بر اثر تماس با مردم دیگر نقاط، عید نوروز بیشتر در نقاط شهری جشن گرفته می شود. مردم در ایام نوروز لباس نو می پوشند و به دیدار یکدیگر می روند. مردم بلوچستان روز عید به کوه تفتان می روند و در بزرگداشت جشن نوروز شادی می کنند.خصومت ها را در روزهای عید نادیده  می گیرند و صلح و آشتی می کنند.

- عید سعید فطر:

یکی از اعیاد بزرگ استان عید فطر است. در این روز مردم لباس نو می پوشند و پس از ۳۰ روز روزه داربودن در محل هایی به نام “عیدگاه” جمع می شوند و نماز عیدفطر برپا می دارند و فطریه می دهند و پس از آن به خانه مراجعت می کنند و سپس به خانه خویشان و اقوام خود می روند و عید را تبریک می گویند. روز عیدسعیدفطر یکی از روزهای مهم در نواحی مختلف بلوچستان به شمار می رود.

- عید قربان:

یکی دیگر از اعیاد بزرگ مردم استان عید قربان است. در این عید مردم لباس نو می پوشند و در محل “عیدگاه” جمع می شوند. در این روز معمولاٌ چند خانوار با هم شتری را قربانی می کنند و گوشت آن را به فقرا و مستمندان احسان می کنند. پس از خاتمه مراسم قربانی دید و بازدید شروع می شود و به خانه دوستان و اقوام و آشنایان می روند و حلالیت می طلبند. مراسم دید و بازدید این عید تا سه روز ادامه می یابد.

- مراسم عروسی :

ازدواج و جشن و سرورهای مربوط به عروسی مهمترین مراسم شادی آور مردم بلوچستان است. ازدواج تحکیم کننده روابط خویشاوندی و گسترش دهنده تیره و طایفه است و معمولاٌ در داخل تیره ها و طوایف و مبتنی بر روابط خویشاندی صورت می گیرد. خواستگاری متضمن آشنایی قبلی والدین می باشد و دختر و پسر در این گزینش نقشی ندارند. سن ازدواج برای پسران حدود ۱۵ الی ۱۸ و برای دختران ۱۳ تا ۱۴ سال است.

برای خواستگاری رئیس خانواده پسر به خانه پدر دختر می رود و پس از صرف چای و انجام صحبت های متفرقه موضوع را با وادین دختر در میان می گذارد و چند روز به انتظار پاسخ می مانند. از طرفی مادر دختر موضوع را با دختر در میان میگذارد.

اولین مرحله عروسی بعد از مراسم خواستگاری مراسم شیرینی خوران است. در این مراسم لباسهای عروسی تحویل می شود، مهمانان با شیرینی، نقل، چای و خرما پذیرایی می شوند و از آن پس، دختر برای پسر نامزد می شود.

در دوران نامزدی در عید فطر، قربان و عیدنوروز، اگر داماد در موطن خود باشد پدر عروس او را دعوت می کند و داماد پس از مهمانی مبلغی به عنوان عیدی به همراه گوسفندی به خانواده عروس پیش کش می نماید دوران نامزدی گاهی دو سال طول می کشد. بعد از اینکه داماد توانست هزینه های عروسی را فراهم کند، مقداری سوغاتی برای عروس و خانواده اش تهیه کرده و تحویل خانواده دختر  می دهد آنگاه به فکر تامین مایحتاج غذا برای پذیرایی از مهمانان از قبیل برنج، نخود، عدس، روغن، شکر، آرد و چای می افتد و بعد از مهیا شدن اقلام فوق، زنها آن را روی سر می گذارند و به همراه نوای ساز و دهل و رقص شادی کنان به خانه دختر می برند.

پس از مراسم عقد عروس و داماد را تنها می گذارند.بر خلاف نقاط دیگر که عروس را به خانه داماد می برند، در بلوچستان داماد را به خانه عروس می برند. پس از گذشت حدود یک ماه عروس و داماد به خانه داماد می آیند و زندگی مشترک زناشویی را آغاز می کنند.

- موسیقی و ادبیات بومی:

بلوچ تعلق خاطر شدیدی به موسیقی دارد. با موسیقی متولد میشود و به هنگام مرگ نیز از آن جدایی ندارد. زیبا ترین احساس و عمیق ترین دردها و شورانگیزترین داستانهای عشقی و حماسی را، نیمی به زبان گفتاری و نیمی به زبان موسیقی بیان می کند. آنجا که احساس به ژرفای دریا و غمی به عظمت صحرا در قالب جسمش به حرکت می آید. آنجا که زبان گفتاری اش از بیان فرو می ماند، با زبان موسیقی به فغان میآید.

آنجا که از تشکر آمیخته با احترام و هیجان در برابر آفریدگاری که فرزند به وی عنایت کرده عاجز می شود به موسیقی روی می آورد. آنجا که غم از دست رفته ای بجانش چنگ می اندازد، سوزناکترین مرثیه را، نه با زبان شعر بلکه با بیان موسیقی می سراید. حاصل آنکه موسیقی می سراید. حاصل آنکه موسیقی مقام خاصی در زندگی بلوچ یافته و با زندگی وی پیوندی عمیق خورده است ولی آنچه امروز در این منطقه می شنویم با موسیقی اصیل بلوچ تفاوت دارد.

- لباس های محلی:

شکل پوشش گروه های انسانی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی، فرهنگی و قومی هر منطقه دارد. همچنین پوشاک معرف ذوق و هنر، آداب و سنت های جوامع بشری بوده است. یکی از موضوعاتی که پیش از همه توجه انسان را در بدو ورود به سیستان و بلوچستان جذب می کند، تنوع رنگ در پوشاک است. البته این تنوع رنگ در بسیاری از نقاط ایران به ویژه در میان ایل قشقائی، شاهسون و کرد نیز مشهود است. لباس مردان بلوچ عبارت از پیراهن یقه باز، لباده بلند، دستار سفید، کمربند ضخیم و جفت جوراب دستباف است.

کفش مردها از کفش های مخصوصی است که نوک آن به طرف بالا برگشته است و عقیده دارند که این کفش ها آنها را در راه رفتن چابک کرده و در حرکت موجب زحمت آنها نمی شود.

لباس زنان بلوچ، پیراهن بلند با یقه باز است و آن را با دستار بزرگی می پوشاند. کفش زن ها شبیه به کفش مردها است، ولی بیشتر آنها پای برهنه راه می روند و بعضی هم با جوراب رفت و آمد   می کنند. زنان بلوچ بسیار فعال و چابک و زحمت کش هستند.

صنایع دستی بلوچستان:

بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و غیر ساکن (عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند) تقسیم می شوند.

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.

جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلوچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی، توسط زنان بلوچستان انجام می شود.

مهمترین رشته های صنایع دستی رایج عبارتست از:

گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی،و خامه دوزی.

گلیم بافی

از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که  در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.

نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

سوزندوزی

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.

در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.

سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه  به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.

پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی “گوپتان” نامیده می شود.

سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.

از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد.

پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

خامه دوزی

خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود. این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.

محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و … است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.

سکه دوزی

تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند.

به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

سفالگری

کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در  ۳۰ کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد.

سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود.

در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و  با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است.

مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و … است.

بازی های بلوچی:

بازی های محلی بلوچستان عبارتند از:

پادشا وزیر،  چل بازی،چوب بازی، ستط، سرخ پری زردپری، شترسواری، غایم بازی، کَودی کَودی،لپگر، هرکشکا، اشکاتیلی، چوک چوک، لیلی گوگو، آنجلاسیکی، کلاه چل چل،قله پود، چل وشکه، کشتی کچ گردون. که در ذیل به چند نوع از این بازیها می پردازیم.

- چوب بازی (چابهار)

دایره بزرگی از جمع بازیکنان تشکیل می شود، همراه با نوای ساز و دهل چوب بازی با حرکات آرام و منظمی آغاز می شود. به تدریج همراه با تندشدن آهنگ حرکات هم تندتر وتندتر می شود. در این حرکات بازیکنان چوب های خود را به هم می کوبند. کوچکترین غفلت باعث اصابت چوب به بدن بازیکنان می شود. هر بازیکن دو چوب در دست دارد و با آهنگ دو قدم به جلو برداشته، یک قدم به عقب برمی گردد و یکبار به دور خود می چرخد. وقتی بازیکن دو قدم جلوتر می رود باید چوب های خود را به صورت ضربدر در مقابل صورت خود نگه دارد، هر بازیکن وقتی برمی گردد با بازیکن پشت سری خود نیز به بازی می پردازد. این بازی برپایه مهارت و استقامت استوار است.

- چل بازی

چل (به فتح چ و سکون ل) نام بازی است گروهی که بین دو تیم با نفرات مساوی هر گروه ۵ نفره انجام می شود، بازی مذکور از جمله بازی های مذکور از جمله بازی های این محلی است که در رودهای پرآب و در محل های عمیق و یا استخر و دریا می تواند برگزار شود. این بازی در روستاهای ایرانشهر متداول است. بازی توسط یک نفر داور، داوری و قضاوت می شود.

- شترسواری

شترسواری از جمله ورزش های بومی با محلی بلوچستان است که به ویژه در شهرستان های خاش و ایرانشهر همچنان کم و بیش رایج است و به مناسبت هائی برگزار می شود.




(کاش می دونستی دوست دارم.•).•**. چگونه کسی را عاشق خود کنیم؟

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:47 ق.ظ


 

همه ما کسانی رو دوست داریم  بعضی ها هم ما رو دوست دارند ولی حالا اگه یکی دوسمون نداشته باشه و یا انقدری که ما می خوایم ازمون خوشش نیاد، باید چه کار کنیم؟ هر کسی دوست داره که دیگران عاشقش باشند.

 

منبع این نوشته ها : منتخبی از تجارب شخصی برخی افراد یا گروهی از آنان و یا برخی از تحقیقات ، آزمایشات و احتمالات بوده.

یقینا هر کسی می تونه تجاربی رو برای محبوب کردن خودش و یا عاشق کردن دیگران کسب کرده باشه.لطفا برای تکمیل و بهتر شدن مطالب زیر نظرات خود رو در مورد این موضوع در بخش نظرات گذاشته تا بعد از بررسی در وبلاگ به نمایش در آید

 

نکته : مطالب زیر به ترتیب عمق عاشقیت مرتب شده ، پیشنهاد میشه از اول به سمت پایین خونده بشه چون در صورت مختلت خونده شدن احتمال سر در گم شدن خیلی زیاده.

                                                         چگونه کسی را عاشق خود کنیم؟                    

چگونه کسی را عاشق خود کنیم؟

 

اگه کسی هنوز حس بدی نسبت به ما نداشته باشه خیلی راحت تر می تونید اون رو عاشق خودتون کنید.

 

1. رعایت اعتدال در رابطه

اول از همه باید این نکته رعایت بشه که نباید بیش از حد به طرفتون نزدیک بشید و همش کنارش باشید.سعی کنید این رابطه رو معمولی جلوه بدید. حتما یه چیزی بوده که گفتن دوری و دوستی. همیشه بودن، باعث میشه حس قشنگ دلتنگی از بین بره و شما تکراری به نظر بیان البته زیاد دور بودن هم خوب نیست چون ممکنه کم کم از یاد برید و فراموش بشید.

 

2. صمیمیت به مرور زمان

یکدفعه صمیمی نشید بلکه سعی کنید کم کم و به مرور زمان صمیمیت بیشتری پیدا کنید. صمیمیت بیش از حد باعث زدگی و خستگی طرفتون از شما میشه.

 

3. داشتن آشنایی که با طرفتون نزدیکه

اگه یکی رو داشته باشید که به طرفتون نزدیک باشه خیلی خوبه. چون می تونید بوسیله اون اولا اطلاعات خوبی رو ازش بدست بیارید مثل : چیزهای مورد علاقه اش ، حس اون نسبت به شما ، کارهای روزمره اش و ... و همچنین از اون می تونیم به عنوان یک انتقال دهنده اخبار از طرف خودتون استفاده کنید. به صورت زیر :

ازش بخواهید که وقتی با طرفتون هست در مورد شما و قابلیت هاتون و خوبی هاتون صحبت کنه البته همون اندازه که هستید یا دارید نه بیشتر چون دروغ می تونه اولین قدم برای تنفر از شما بشه.

 

4. حقیقت گو باشید

همیشه سعی کنید آنچه هستید و آنچه می تونید در آینده باشید را بگویید نه بیشتر.

شاید با تعریف بیش از حد از خود در مورد کارهای آینده محبوبیتی کسب کنید اما این کار در آینده در صورت انجام ندادن می تونه از شما یک آدم بی دست و پا رو برای طرفتون تعریف کنه و در صورت انجام دادن سطح توقعات رو بالا ببره.

 

5. در ابتدا در مورد کارهای روزانش صحبت کنید

کارهای روزانه طرفتون رو بدونید و در ابتدا در مورد اون ها باهاش حرف بزنید و صحبتون رو پراکنده نکنید

 

6.تفاهم ها رو به زبون بیارید

چیزهای مورد علاقه طرفتون رو به صورتی بفهمید ( البته بهتره اون نفهمه که می دونید) و از اونا استفاده کنید و یا در موردشون بپرسید

مثلا اگه فهمیدید طرفتون به آب پرتقال علاقه داره، از اون بپرسید : نظرت با خوردن یه لیوان آب پرتقال چیه؟ و یا می تونید بگید : من آب پرتقال خیلی دوست دارم تو چی؟ مطمئنا اون با شنیدن این حرف سر شوق میاد و میگه : چه تفاهمی.

 

7.ازش به عنوان یک حلال مشکلات استفاده نکنید

هیچ وقت مشکلات خود رو به صورت آشکار بیان نکنید و بزارید شما برای اون یک تکیه گاه باشید. سعی کنید طوری باشید که از با شما بودن لذت ببره

 

8.به بهترین شکل حرف بزنید

درست و به آرامی حرف بزنید، شمرده و کوتاه. هرگز عصبانیت خود رو در صبحت کردنتون بروز ندید.اجازه حرف زدن به طرفتون رو بدید.

سعی کنید شما سوال کننده باشید در حالی خود جواب سوال را می دونید تا شاید وقتی جواب درستی نداشت احساس حقارت نکنه و شما به آرامی اون رو جبران کنید.

 

9.لبخند بزنید و مهربان باشید

لبخند رو با خود داشته باشید و برای تایید صحبت های طرفتون حتما از بله به همراه لبخند استفاده کنید. به طرفتون بفهمونید از اینکه باهاش هستید لذت می برید.

همچنین اصل مهم مهر و محبت باید تا همیشه پای بر جا باشه و هرگز فراموش نشه.

 

10.ساده ولی زیبا وشیک باشید

سعی کنید چهرتون رو همیشه شاداب داشته باشید و هیچ وقت آشفته نباشید. لباس هایی که بهتون میاد و طرفتون هم خوشش میاد بپوشید.

زیبایی رو به طوری ذاتی نشون بدید و از آرایش هایی که موجب زیبایی افراطی میشه استفاده نکنید چون ممکنه وقتی طرفتون  شما رو در حالت عادی ببینه از شما دل سرد بشه.

 

11.در مورد مسائلی مانند : عشق حرف بزنید

در مکالمات از خودتون ( شما و طرفتون ) حرف بزنید، البته به اندازه. بعضی وقت ها در مورد عشق ، دوست داشتن ، حس قشنگ عاشق شدن و از این موارد به صورت سوال جوابی حرف بزنید و نظرش رو بدونید.

 

12.پرسش های منفی تضمینی بپرسید

گاهی اوقات پرسیدن سوالاتی به صورت منفی که خودتون جوابش رو می دونید باعث میشه طرفتون عشقش رو نسبت به شما نشون بده.البته حتما  باید خودتون قبل جوابش بدونید در جواب چه خواهد گفت. این تکنیک می تونه برای خیلی ها موثر باشه.

مثلا ازش بپرسید : تو از من بدت میاد، مگه نه؟ ( البته اگه مطمئنید میگه نه خیلیم دوست دارم ، بپرسیدا) طرفتون چند ثانیه به فکر فرو میره و بعدش  جواب مورد علاقتون رو بهتون میده و البته این سوال اون رو به این فکر فرو می بره که چرا همچین حرفی رو زد و از اون به بعد سعی میکنه عشقش رو نسبت به شما بیشتر نشون بده./ بیش از حد از این روش استفاده نکنید.

 

13.هدیه بدهید

به مناسبت های مختلف و یا بی دلیل به طرفتون کادو بدید.

بهتره در ابتدا کادوهای بسیار گران بها خریداری نکنید چون این امر بی دلیل باعث بالا رفتن سطح توقع طرفتون میشه و اگر روزی شما به مناسبتی کادوی مورد علاقه اش رو که ممکن بسیار گران بها هم باشه تهیه نکنید موجب شده علاقه طرفتون بهتون صفر بشه.

این به این معنی نیست که طرفتون به خاطر پول و یا کادوهاتون شما رو دوست داره بلکه خودتون این طوری بهش فهموندین و سطح توقع اون رو بیش از اندازه کردید.

هدیه ای بدید که بسیار مورد استفاده اش باشه تا هر وقت ازش استفاده میکنه به یاد شما بیوفته. شما هم ازش بپرسید که از اون کادو استفاده می کنه و یا ازش خوشش اومده.

 

14.احترام بزارید

همیشه برای طرفتون احترام فوق العاده ای قائل شوید. هیچ گاه در مکالتون دیگران رو ازش برتر جلوه ندید، هر چند در ظاهر شایذ عکس العملی نداشته باشه اما در درون با خود هر لحظه به یاد حرفتون می افته و غصه می خوره که امکان کم رنگ شدن عشق و عقده شدن این موضوع هست.

 

15.بدی هاش را هرگز بهش نگوید

به طرفتون بدی هاش رو به طور آشکار نگید بلکه سعی کنید اون رو حل کنید و یا بهش بفهمونین بدی هاش و مشکلاتش رو دوست دارید حل کنید

 

16.خوبی هاش رو براش تکرار کنید

هر فردی به طور ذاتی برخی خصوصیات رو داره که موجب برتری اون نسبت به بقیه میشه .

مثلا اگه نقاشیش خوبه می تونید در مورد این موضوع پا فشاری بیشتری کنید و اون برای دارا بودن این خاصیت تحسین کنید.همچنین قابلیت های خودتون رو بهش نشون بدید تا احساس افتخار کنه.

 

17.خودتون عاشق باشید

برای اینکه کسی عاشقتان باشد بهتر است در ابتدا خود یک عاشق واقعی باشید و این رو بارها به طرفتون ثابت کنید.

 

18.الگو عشق برای خود داشته باشید

خود را باور داشته باشید . امیدوار به آینده و به خدایتان زیاد فکر کنید چون او خالق عشق است . اگه به یک عشق واقعی فکر می کنید خدا بهترین و بزرگترین عاشق است پس بهترین الگو در نزدیکی شماست.

 

19.از عشقتون سو ء استفاده نکنید

نزارید عشقی که دوست دارید طرفتون بهتون داشته باشه باعث بشه اون چیزی رو از دست بده و یا بعدا پشیمون بشه. باهاش زیاد در مورد این موضوع حرف بزنید.

بیش از خودتون به فکر اون باشید تا به این صورت عشق خودتون رو ثابت کنید.

 

20.ثابت کنید یک همدم خوب می تونید باشید

به طرفتون این اطمینان رو بدید که می تونه با شما درد و دل کنه و رازهای خودش رو بهتون بگه.باید بهش ثابت کنید بهترین مأمن اسرار و یا همدرد براش هستید.

چون معمولا افراد رازهای دل و درد و دل هاشون رو به نزدیکانی که خیلی دوسشون دارند میگند پس از این طریق شما می تونید فرد مورد علاقه طرفتون باشید.

 

 

 

قدرت عشق رو باور داشته باشید که می تونه آدمی و زندگیش روبه کلی متحول کنه، پس عاشق باشید و دیگران رو عاشق کنید.

همیشه این رو به خاطر داشته باشید که خداوند مهربون، بهترین و بزرگترین عاشقه.


عاقبت عاشق شدن

نویسنده :حمید2 پیری 2
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-09:37 ق.ظ

من حمید هستم تابه حال چند بار نه یه بار عاشق شدم ولی باور كنید ادم یكی رو ازته دل دوست داشته باشه خیلی لذت بخشه اخه زندگی و دنیارو از یه زاویه خوب نگاه میكنه باهمه مهربون میشه همه رو دوست داره خلاصه هركی عشق بشه مهربون و نرم دل میشه واین چیزیه كه همه میخواند اما نمیدونند چجوری اولش كه عاشق یه نفر میشن بعد نرسیدن به او میفهمنن معشوق واقعی فقط خداست امیدوارم شماهم یه روزی عاشق خدابشین 







Admin Logo
themebox Logo